هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
318
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
حاليه « ينبع » است . هرچند به نظر شيخ ظاهر الصّلاح مىآمد ، ولى از قرارى كه ذكر مىكردند ، مرد « اخّاذ » و « مالاندوز » غريبى است ، كه چندين وسايط از حجاج « جلب منفعت » مىنمايد : [ 1 ] از جمله عجزهء حجاجى كه در ميدان « ينبع » يا جاى ديگر منزل كرده بودند ، شب دزدان را تحريك مىكرد كه مالهاى ايشان را ببرند ؛ كه آنها مجبور مانده كه در خان [ ه ] ها منزل نمايند ، كه از اجارهء خان [ ه ] ها سهمى عايد او بشود . [ 2 ] ديگر ، سبزيّات و مأكولاتى كه در هيچجا حرّاج « 1 » كردن رسم نيست ، در اينجا هفته [ اى ] يك روز از اطراف ما يحتاج را به « ينبع » آورده ، در ميدان مخصوص حراج كرده ، بعد به قيمت گران به حجاج مىفروختند . [ 3 ] ديگر ، هر كشتى كه به اسكله مىرسيد ، خودش پيش از همه نزد « كاپيطن » رفته ، با او دست [ به ] يكى شده ، در اجرت نقليّه هرچه مىتوانستند از حجاج مىگرفتند . ذكر كردند 300 ليراى عثمانى ، تنها از كشتى اوّلى كه از اسكلهء « ينبع » حركت كرده بود ، سهم برده است . [ 4 ] و نيز خلاف قانون و رسومات مملكتى ، در اسكلهء « ينبع » كه داخلهء مملكت است ، چند نفرى را گماشته ، وقتى كه حجاج مىخواستند به كشتى بروند ، باروبنهء آنها را وا كرده ، به اسم گمرك انواع تعدّيات و شلتاق « 2 » كارىها را مىنمودند . [ 5 ] و همچنين به « قايقچ [ ى ] ها » قدغن كرده بود [ كه ] احدى از حجّاج را از خشكى به كشتى نبرند ، مادامى كه امضاى « افندى » در « تذكره مرور » حاجى نباشد . هر « تذكره » كه مىبايست امضاء شود ، 3 قروش صاغ مىگرفت . [ 6 ] و از اين قبيل مداخلها بود اجرت حمل يك نفر با قايق از كنار آب الى « 3 » كشتى 10 قروش ، و حال آنكه در ساير روزها كه گاهگاه كسى در روى دريا به گردش مىخواست برود ، نفرى يك قروش زيادتر نبود . خود قايقچ [ ى ] ها مىگفتند 9
--> ( 1 ) . در اصل : هرّاج ( 2 ) . شلتاق ( S ? altaq ) كه شلتاق هم مىگويند . واژهاى است تركى بهمعناى همهمه ، غوغا ، زور گفتنى با چربزبانى و حقهبازى ، سر كسى را كلاه گذاشتن و در معامله چيزى را به او قالب كردن . ( 3 ) . تا .